Mit viel Gefühl
اول یاد میگیریم چطور یک رویداد یا عمل را فشرده و دقیق به شکل اسم بیان کنیم؛ بعد سراغ واژههای کوچکی میرویم که لحن، احساس و رابطهٔ گوینده با مخاطب را عوض میکنند.
- Nominalisierung mit Infinitiv, Nullableitung, -ung, -er/-erin, -(t)nis und -(t)ion
- Vorgang, Ergebnis und Person sowie Umbau verbaler Ergänzungen
- Modalpartikeln in Aussagen, Fragen und Aufforderungen
- kontextabhängige Bedeutung, Intonation und Kombinationen wie doch mal oder ja wohl
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۴
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۲
گرامر و نکتههای این درس
از یک جملهٔ فعلی، یک عبارت اسمی دقیق بساز؛ بدون اینکه رابطههای جمله گم شوند
اسمسازی فقط عوضکردن ظاهر واژه نیست
- NOMINALISIERUNG · FORM UND GENUS · Aus Handlungen werden Begriffe – aber nicht nach nur einer Formelبرای اسمکردن فعل چند راه داریم
- SATZUMBAU · ERGÄNZUNGEN · Beim Nominalisieren bleibt die Beziehung erhaltenفعل حذف میشود، اما نقشهای جمله ناپدید نمیشوند
همان جمله، با یک کلمهٔ کوچک میتواند دوستانه، متعجب یا حتی عصبی شنیده شود
Modalpartikeln بیشتر از اینکه ترجمه شوند، لحن و انتظار گوینده را منتقل میکنند
- MODALPARTIKELN · KONTEXT UND SATZART · Kleine Wörter, große HaltungModalpartikel خبر تازهای اضافه نمیکند
- FEINBEDEUTUNG · HOMONYME · KOMBINATIONEN · Nicht übersetzen, sondern die Situation lesenاول ببین گوینده تعجب کرده، دلگرمی میدهد، مخالفت میکند یا فقط سر صحبت را باز کرده
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| der musikalische Reiz | محرک موسیقایی؛ صدایی که در بدن یا مغز واکنشی ایجاد میکند | Ruhige musikalische Reize helfen vielen Menschen, nach der Arbeit abzuschalten.محرکهای موسیقایی آرام به خیلیها کمک میکنند بعد از کار ذهنشان را خاموش کنند. |
| die Herzfrequenz | ضربان قلب در دقیقه؛ بسامد تپش قلب | Bei Stress steigt ihre Herzfrequenz bereits nach wenigen Minuten deutlich an.هنگام استرس، ضربان قلب او فقط بعد از چند دقیقه بهوضوح بالا میرود. |
| der Pulsschlag | نبض؛ ضربهای از تپش قلب که میتوان آن را حس کرد | Der Arzt kontrollierte ihren Pulsschlag während der gesamten Untersuchung regelmäßig.پزشک در تمام مدت معاینه، نبض او را مرتب کنترل کرد. |
| der Stoffwechsel | سوختوساز بدن؛ فرایند تبدیل و مصرف مواد در بدن | Regelmäßige Bewegung bringt den Stoffwechsel auch im Büroalltag wieder in Schwung.تحرک منظم حتی در زندگی اداری هم سوختوساز بدن را دوباره راه میاندازد. |
| der Sauerstoffverbrauch | میزان مصرف اکسیژن در یک بازهٔ زمانی | Intensives Training erhöht den Sauerstoffverbrauch stärker als ein entspannter Spaziergang.تمرین سنگین مصرف اکسیژن را بیشتر از یک پیادهروی آرام بالا میبرد. |
| das Schmerzempfinden | احساس و برداشت فرد از درد و شدت آن | Leise Musik kann das Schmerzempfinden nach medizinischen Eingriffen spürbar senken.موسیقی آرام میتواند احساس درد را پس از اقدامات پزشکی بهطور محسوسی کم کند. |
| schmerzlindernd | تسکیندهندهٔ درد؛ چیزی که شدت درد را کمتر میکند | Die Patientin empfand die ruhige Klanglandschaft als überraschend schmerzlindernd.بیمار فضای صوتی آرام را برخلاف انتظارش تسکیندهندهٔ درد یافت. |
| an Gedächtnisinhalte anknüpfen | به خاطرههای موجود وصل شدن و آنها را نقطهٔ شروع قرار دادن | Bekannte Melodien knüpfen bei Demenzkranken oft an frühe Gedächtnisinhalte an.ملودیهای آشنا در افراد مبتلا به زوال عقل اغلب به خاطرات قدیمی وصل میشوند. |
| Erinnerungen reaktivieren | خاطرهای کمرنگ یا دور از دسترس را دوباره فعال کردن | Das alte Lied reaktivierte plötzlich Erinnerungen an ihre erste Schulzeit.آن ترانهٔ قدیمی ناگهان خاطرات نخستین سالهای مدرسهاش را زنده کرد. |
| die Gehirnaktivität | فعالیت قابلاندازهگیری مغز و فرایندهای در حال انجام آن | Bestimmte Rhythmen können die Gehirnaktivität beim konzentrierten Arbeiten messbar verändern.بعضی ریتمها میتوانند فعالیت مغز را هنگام کار متمرکز بهشکلی قابلاندازهگیری تغییر دهند. |