Das macht(e) Geschichte
اول ترکیبهای ثابتِ اسم، فعل و صفت با حرف اضافه را دقیق میکنیم؛ بعد یاد میگیریم حرف دیگران را با فاصلهٔ خبری و بدون تغییر معنای اصلی بازگو کنیم.
- feste Präpositionen bei Nomen, Verben und Adjektiven
- Kasus, Fragewörter und Präpositionaladverbien
- Konjunktiv I und Ersatzformen mit Konjunktiv II oder würde + Infinitiv
- Zeitformen, Modalverben sowie Pronomen- und Perspektivwechsel in der indirekten Rede
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۴
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۲
گرامر و نکتههای این درس
حرف اضافه را از روی ترجمه حدس نزن؛ آن را بخشی از خودِ واژه یاد بگیر
اسمها، فعلها و صفتهای حرفاضافهدار را با حرف اضافه، حالت دستوری و شکل پرسش و ارجاعشان تمرین میکنیم.
- REKTION · PRÄPOSITION UND KASUS · Die Präposition gehört zum Ausdruck – der Kasus gleich mitفعل، اسم یا صفت را تنها یاد نگیر
- FRAGEN · PERSONEN · SACHEN · Worauf oder auf wen? Darauf oder auf ihn?نوع مرجع تعیین میکند سؤال و جواب را با wo-/da- بسازی یا با حرف اضافه و ضمیر شخصی
حرفِ دیگری را نقل کن، بدون اینکه مسئولیت درستیاش را گردن بگیری
Konjunktiv I نقل غیرمستقیم را مشخص میکند
- INDIREKTE REDE · KONJUNKTIV I · Wiedergabe statt Zustimmung: Konjunktiv I schafft Abstandنقل غیرمستقیم نشان میدهد این ادعا متعلق به گویندهٔ دیگری است، نه لزوماً نظر نویسنده
- ZEIT · MODALVERBEN · PERSPEKTIVE · Beim Berichten ändern sich Verbform und Blickpunktزمانِ رخداد حفظ میشود، اما ضمیرها و اشارههای زمانی یا مکانی باید با موقعیت گزارش هماهنگ شوند
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| die Zeitreise | سفر در زمان؛ رفتن ذهنی، داستانی یا مجازی به دورهای دیگر | Eine virtuelle Zeitreise macht historische Entwicklungen für Jugendliche leichter nachvollziehbar.یک سفر مجازی در زمان، درک تحولات تاریخی را برای نوجوانان آسانتر میکند. |
| die Epoche | دوره یا عصر تاریخی و فرهنگی با ویژگیهای مشخص | Die Ausstellung zeigt, wie Alltag und Macht diese Epoche prägten.نمایشگاه نشان میدهد زندگی روزمره و قدرت چگونه این دوره را شکل دادند. |
| der Schauplatz | محل وقوع یک رویداد یا جایی که داستان در آن میگذرد | Der alte Marktplatz wurde zum Schauplatz eines entscheidenden Aufstands.میدان قدیمی شهر به محل وقوع شورشی سرنوشتساز تبدیل شد. |
| der Rollentausch | عوضکردن موقت نقش و تجربهکردن موقعیت یا نگاه فردی دیگر | Beim Rollentausch erleben Besucher den Arbeitsalltag eines mittelalterlichen Handwerkers.بازدیدکنندگان با عوضکردن نقش، زندگی کاری یک صنعتگر قرون وسطایی را تجربه میکنند. |
| in eine Rolle schlüpfen | در نقش کسی فرو رفتن و مدتی از جایگاه او رفتار کردن | Im Planspiel schlüpfen Studierende in die Rolle historischer Entscheidungsträger.دانشجویان در بازی شبیهسازی در نقش تصمیمگیرندگان تاریخی قرار میگیرند. |
| der gesellschaftliche Stand | طبقه یا جایگاه اجتماعیِ رسمی در ساختار تاریخی جامعه | Der gesellschaftliche Stand bestimmte früher häufig Beruf, Rechte und Bildungschancen.در گذشته طبقهٔ اجتماعی اغلب شغل، حقوق و فرصتهای آموزشی را تعیین میکرد. |
| hohes Ansehen genießen | نزد دیگران اعتبار و احترام زیادی داشتن | Erfahrene Handwerker genossen in vielen Städten ein erstaunlich hohes Ansehen.صنعتگران باتجربه در بسیاری از شهرها اعتبار شگفتآوری داشتند. |
| von etwas abhängen | به چیزی بستگی داشتن و تحت تأثیر آن تعیین شدن | Die soziale Stellung hing stark von Herkunft und Beruf ab.جایگاه اجتماعی تا حد زیادی به خاستگاه و شغل فرد بستگی داشت. |
| durch etwas gekennzeichnet sein | با ویژگی مشخصی شناخته یا تعریف شدن | Das Leben war durch harte Arbeit und enge Gemeinschaft gekennzeichnet.زندگی با کار سخت و پیوند نزدیک اجتماعی شناخته میشد. |
| die soziale Isolation | انزوای اجتماعی و کمبود ارتباط و احساس تعلق به دیگران | Gemeinsame Rituale konnten soziale Isolation in kleinen Dörfern verringern.آیینهای جمعی میتوانستند انزوای اجتماعی را در روستاهای کوچک کاهش دهند. |