Zusammen leben
از آدمهای نامشخص دقیق حرف میزنیم و عبارتهای اسمیـفعلی را همانطور به کار میبریم که واقعاً در خبر، اداره، دانشگاه و محیط کار شنیده میشوند.
- Relativsätze mit wer, wen und wem
- Kasus im Relativsatz und im Hauptsatz
- Nomen-Verb-Verbindungen und Funktionsverbgefüge
- feste Artikel, Präpositionen, Wortstellung und Negation
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۴
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۲
گرامر و نکتههای این درس
وقتی منظور یک شخص نامشخص است، wer جمله را جمعوجورتر میکند
wer ، wen و wem در جملهٔ وابسته نقش خودشان را دارند
- WER · WEN · WEM · Eine unbestimmte Person genauer beschreibenوقتی شخص مشخصی مدنظر نیست، wer-Satz خودش جای گروه اسمی مینشیند
- ZWEI SÄTZE · ZWEI KASUS · Der Kasus wird zweimal entschiedenحالت ضمیر در هر نیمه جداگانه تعیین میشود
اسم معنای اصلی را میسازد؛ فعل سبک ساختار را سر پا نگه میدارد
این ترکیبها را باید به شکل یک واحد یاد گرفت: با آرتیکل، حرف اضافه، حالت دستوری و فعلی که واقعاً همراه اسم میآید.
- NOMEN + VERB · Die Bedeutung steckt meist im Nomenدر عبارت اسمیـفعلی، اسم بار معنایی اصلی را میکشد و فعل بیشتر سازه را سرپا نگه میدارد
- GEBRAUCH · SATZBAU · Formell heißt nicht automatisch besserاین ترکیبها در متن رسمی دقیق و طبیعیاند
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| der benachteiligte Stadtteil | محلهای کمبرخوردار با امکانات اجتماعی و اقتصادی محدود | Wer in einem benachteiligten Stadtteil aufwächst, hat nicht automatisch weniger Talent oder Ehrgeiz als andere Jugendliche.کسی که در محلهای کمبرخوردار بزرگ میشود، لزوماً از نوجوانان دیگر کماستعدادتر یا کمانگیزهتر نیست. |
| die Gewaltprävention | پیشگیری از خشونت با اقدامهایی که مانع شکلگیری یا تکرار آن میشوند | Das Jugendzentrum verbindet Sport mit Gewaltprävention und bietet nachmittags zusätzlich eine kostenlose Hausaufgabenhilfe an.مرکز نوجوانان ورزش را با پیشگیری از خشونت پیوند میدهد و بعدازظهرها کمکدرسی رایگان هم ارائه میکند. |
| die Sachbeschädigung | آسیبزدن عمدی به اموال دیگران یا عمومی؛ تخریب اموال | Seit der Platz abends besser beleuchtet wird, ist die Zahl der Sachbeschädigungen deutlich zurückgegangen.از وقتی آن محوطه شبها روشنایی بهتری دارد، تعداد موارد تخریب اموال بهوضوح کاهش یافته است. |
| der Diebstahl | دزدی و برداشتن غیرقانونی مال متعلق به دیگری | Nach dem Diebstahl sperrte sie sofort ihre Bankkarten und erstattete noch am selben Tag Anzeige.او پس از دزدی فوراً کارتهای بانکیاش را مسدود کرد و همان روز شکایت رسمی ثبت کرد. |
| randalieren | آشوب و خرابکاری به راه انداختن و با سروصدا یا خشونت نظم را برهم زدن | Mehrere Personen randalierten vor dem Bahnhof, bis die Polizei eintraf und die Situation beruhigte.چند نفر مقابل ایستگاه قطار آشوب به راه انداختند تا اینکه پلیس رسید و اوضاع را آرام کرد. |
| jemanden auf frischer Tat ertappen | کسی را درست هنگام انجام کار ممنوع یا پنهانی گیر انداختن؛ مچ کسی را گرفتن | Der Sicherheitsmitarbeiter ertappte den Jugendlichen auf frischer Tat, sprach aber zunächst ruhig mit ihm.مامور امنیتی نوجوان را همان موقع حین انجام کار گیر انداخت، اما ابتدا با آرامش با او صحبت کرد. |
| das Hausverbot | ممنوعیت ورود یک فرد به ساختمان، فروشگاه یا محوطهای مشخص | Nach mehreren Vorfällen erhielt der Kunde ein Hausverbot und durfte das Geschäft sechs Monate lang nicht betreten.پس از چند اتفاق، ورود آن مشتری ممنوع شد و شش ماه اجازه نداشت وارد فروشگاه شود. |
| Anzeige erstatten | جرم یا تخلفی را بهطور رسمی به پلیس گزارشکردن و شکایت ثبتکردن | Wer online bedroht wird, kann Beweise sichern und anschließend bei der Polizei Anzeige erstatten.کسی که در فضای آنلاین تهدید میشود، میتواند مدارک را ذخیره کند و سپس نزد پلیس شکایت ثبت کند. |
| das Führungszeugnis | گواهی رسمیِ پیشینهٔ کیفری یا نداشتن سوءپیشینه | Für die Arbeit in der Kindertagesstätte musste der neue Mitarbeiter ein erweitertes Führungszeugnis vorlegen.کارمند تازه برای کار در مهدکودک باید گواهی گستردهٔ سوءپیشینه ارائه میکرد. |
| sich die Zukunft verbauen | با تصمیم یا رفتار نسنجیده فرصتهای آیندهٔ خود را از بین بردن | Ein einzelner Fehler muss einem Jugendlichen nicht die Zukunft verbauen, wenn er ernsthaft daraus lernt.اگر نوجوانی واقعاً از یک اشتباه درس بگیرد، همان یک اشتباه نباید آیندهاش را خراب کند. |