سطح B2 · فوق‌متوسط · درس ۲

Sprich mit mir!

مقایسه را دقیق می‌سازیم و بعد سراغ es می‌رویم؛ واژه‌ای کوچک که گاهی معنا دارد، گاهی فقط جای یک نقش دستوری را پر می‌کند و گاهی خبر از یک جملهٔ کامل می‌دهد.

  • Vergleichssätze mit als und wie
  • Vergleichssätze mit je …, desto/umso …
  • es als obligatorisches Subjekt oder Objekt
  • es als Korrelat für dass-Sätze und Infinitivkonstruktionen
واژه و عبارت
۶۰
تمرین
۴۴
صفحهٔ مرور گرامر
۲

گرامر و نکته‌های این درس

شباهت، تفاوت و تغییر هم‌زمان را دقیق بیان کن

als و wie فقط دو کلمهٔ اتصال نیستند

  • VERGLEICH · Gleich, ungleich oder einfach anders?اول مشخص کن دو چیز برابرند، نابرابرند یا فقط متفاوت
  • PROPORTION · Je mehr, desto klarerهرچه یک طرف تغییر کند، طرف دیگر هم همراهش بالا یا پایین می‌رود

اول بفهم es واقعاً نقش دارد یا فقط جای چیزی را نگه داشته

گاهی es فاعل یا مفعول اجباری است و حذف نمی‌شود

  • ES-SYSTEM · Ein kleines Wort mit verschiedenen Aufgabenهر es را یک‌جور ترجمه نکن
  • KORRELAT · Es kündigt den eigentlichen Inhalt anگاهی es فقط جا را نگه می‌دارد تا محتوای واقعی کمی بعد برسد

نمونهٔ واژگان درس

۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.

واژهمعنیمثال
die Körpersprache زبان بدن؛ مجموعهٔ حالت‌ها و حرکت‌هایی که بدون واژه پیام منتقل می‌کنند Im Auswahlgespräch achtete die Personalchefin nicht nur auf die Antworten, sondern auch darauf, ob die Körpersprache Sicherheit vermittelte.مدیر منابع انسانی در گفت‌وگوی گزینش فقط به پاسخ‌ها توجه نکرد، بلکه بررسی کرد که آیا زبان بدن حس اطمینان منتقل می‌کند یا نه.
die Geste اشاره یا حرکت معنادار دست و بدن Seine einladende Geste nahm der angespannten Gesprächssituation sofort etwas von ihrer Schärfe.اشارهٔ دعوت‌کنندهٔ او فوراً از تندی فضای پرتنش گفت‌وگو کم کرد.
die Mimik حالت‌ها و حرکت‌های چهره که احساس یا واکنش فرد را نشان می‌دهند Obwohl die Sprecherin sachlich blieb, ließ ihre Mimik erkennen, wie sehr sie der Einwand überraschte.با اینکه سخنران همچنان عینی و بدون هیجان حرف می‌زد، حالت چهره‌اش نشان می‌داد آن ایراد تا چه اندازه غافلگیرش کرده بود.
die Körperhaltung طرز قرارگرفتن و نگه‌داشتن بدن هنگام نشستن یا ایستادن Eine offene Körperhaltung kann Gesprächsbereitschaft ausdrücken, garantiert aber noch kein echtes Interesse.حالت باز بدن می‌تواند آمادگی برای گفت‌وگو را نشان دهد، اما هنوز تضمینی برای علاقهٔ واقعی نیست.
der Gesichtsausdruck حالت چهره در یک لحظهٔ مشخص Am Gesichtsausdruck des Kunden erkannte die Beraterin, dass ihre fachliche Erklärung noch nicht verständlich genug war.مشاور از حالت چهرهٔ مشتری فهمید که توضیح تخصصی‌اش هنوز به‌اندازهٔ کافی قابل فهم نبوده است.
das Körpersignal نشانه‌ای بدنی که آگاهانه یا ناآگاهانه پیامی منتقل می‌کند Wer einzelne Körpersignale isoliert bewertet, kann die Absicht seines Gegenübers leicht fehlinterpretieren.کسی که نشانه‌های بدنی را جدا از بافت ارزیابی کند، ممکن است منظور طرف مقابل را به‌راحتی اشتباه برداشت کند.
die Ausdrucksfähigkeit توانایی بیان روشن و اثرگذار افکار، احساس‌ها یا نقش‌ها Der Improvisationskurs half den Teilnehmenden, ihre nonverbale Ausdrucksfähigkeit gezielt weiterzuentwickeln.دورهٔ بداهه‌پردازی به شرکت‌کنندگان کمک کرد توانایی بیان غیرکلامی خود را به‌طور هدفمند تقویت کنند.
eine Geste deuten معنای یک اشاره را تفسیر کردن Die Besucherin deutete das kurze Handzeichen zunächst als Ablehnung, obwohl es lediglich um Geduld bat.مهمان ابتدا آن اشارهٔ کوتاه دست را نشانهٔ مخالفت تعبیر کرد، درحالی‌که فقط از او می‌خواست کمی صبر کند.
Blickkontakt herstellen با کسی تماس چشمی برقرار کردن Bevor sie auf die heikle Frage zu sprechen kam, stellte die Moderatorin kurz Blickkontakt mit beiden Gästen her.مجری پیش از مطرح‌کردن پرسش حساس، لحظه‌ای با هر دو مهمان تماس چشمی برقرار کرد.
etwas nonverbal vermitteln چیزی را بدون استفاده از واژه‌ها و از راه چهره یا حرکت بدن منتقل کردن Mit einem ruhigen Nicken vermittelte der Arzt nonverbal, dass die Patientin in ihrem eigenen Tempo weitererzählen konnte.پزشک با تکان آرام سر بدون کلام نشان داد که بیمار می‌تواند با سرعت خودش به صحبت ادامه دهد.