Endlich Urlaub
این درس فقط دربارهٔ سفر نیست؛ دربارهٔ این است که اتفاقها را دقیق روی خط زمان بچینی. واژهها از جهانگردی، شکلهای متفاوت تعطیلات، دردسرهای سفر و یک سفر شهری میآیند. در گرامر هم از als و wenn شروع میکنیم، به bevor و nachdem میرسیم و در پایان همهٔ حرفهای اضافهٔ زمانی را با حالت و کاربرد واقعیشان کنار هم میگذاریم.
- Temporalsätze · als / wenn / während / solange
- Vor- und Nachzeitigkeit · nachdem / bevor / sobald / bis
- Temporale Präpositionen · Akkusativ / Dativ / Genitiv
- Zeitfolge · klar, aber nicht mechanisch
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۴
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۴
گرامر و نکتههای این درس
اول خط زمان را ببین؛ بعد سراغ رابط برو
Temporalsatz فقط نمیگوید یک اتفاق چه زمانی افتاده
- Temporale Subjunktionen im Überblickرابطهای اصلی و کاری که روی خط زمان میکنند
- als, wenn oder wann?als ، wenn یا wann ؟ سه کلمهای که فقط از دور شبیهاند
- Zeitenfolge ohne Automatismusbevor و nachdem
اول خط زمان را ببین؛ بعد سراغ رابط برو
- Nebensatz oder Hauptsatzadverb?همان خط زمان، این بار بدون جملهٔ وابسته
- Feine Werkzeuge, klare Grenzenابزارهای کمکاربردتر و دامهایی که بیسروصدا امتیاز کم میکنند
زمان را کوتاهتر بگو؛ اما کنش و زاویهٔ نگاه را درست انتخاب کن
حروف اضافهٔ زمانی میتوانند نقطهٔ شروع، پایان، مدت، فاصله تا یک رویداد یا زمان تقریبی را نشان بدهند. ترجمهٔ فارسی بهتنهایی کافی نیست: «سه روز» بسته به اینکه گذشته، آینده، مدت برنامهریزیشده یا زمان سپریشده باشد با…
- um, gegen, für, über und bisAkkusativ و مورد خاص bis
- Temporale Präpositionen mit Dativگروه بزرگ Dativ
- während, innerhalb, außerhalb und ZeiträumeGenitiv ، بازهها و ترکیبهایی که باید یکجا دیده شوند
زمان را کوتاهتر بگو؛ اما کنش و زاویهٔ نگاه را درست انتخاب کن
- vor, seit, in, nach, für oder lang?«سه روز» ثابت است
- Vom Satz zur Präpositionalgruppeتبدیل جمله و چند خطای رایج فارسیزبانها
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| das Reiseland | کشوری که مقصد سفر است یا در مسیر سفر از آن بازدید میشود | Für jedes Reiseland prüfte die Gruppe rechtzeitig, welche Dokumente und Impfungen tatsächlich erforderlich waren.گروه برای تکتک کشورهای مسیر بهموقع بررسی کرد که دقیقاً به چه مدارک و واکسنهایی نیاز دارد. |
| das Reisefieber | شوق و هیجان شدید سفر؛ حالوهوایی که آدم را برای راهافتادن بیقرار میکند | Kaum waren die Flüge gebucht, packte die beiden Reisenden das Reisefieber, obwohl bis zur Abreise noch Monate fehlten.بهمحض رزرو پروازها، شوق سفر سراغ هر دو مسافر آمد؛ با اینکه تا حرکت هنوز چند ماه مانده بود. |
| das Fernweh | دلتنگی برای جاهای دور و میل شدید به سفر؛ تقریباً نقطهٔ مقابل دلتنگی برای خانه | Wenn im Winter tagelang alles grau bleibt, bekommt sie regelmäßig Fernweh und sucht nach Zugverbindungen Richtung Süden.وقتی در زمستان چند روز پشتسرهم همهجا خاکستری میماند، دوباره هوس سفر میکند و دنبال مسیرهای قطار به سمت جنوب میگردد. |
| die Radtour | سفر یا گردش با دوچرخه، از یک مسیر کوتاه تا برنامهای چندروزه | Für die mehrtägige Radtour wählten wir Nebenstraßen, auf denen kaum Lastwagen unterwegs waren.برای سفر چندروزه با دوچرخه، جادههای فرعی را انتخاب کردیم که تقریباً کامیونی از آنها رد نمیشد. |
| eine Reise unternehmen | به سفر یا گشتوگذار رفتن؛ سفری را برنامهریزی و عملیکردن | Nach dem Studienabschluss unternahm er eine Reise, die ihn ohne festen Zeitplan durch fünf Länder führte.بعد از پایان دانشگاه سفری را شروع کرد که بدون برنامهٔ زمانی ثابت از پنج کشور میگذشت. |
| per Anhalter fahren | با ماشین دیگران و رایگان مسیر را طیکردن؛ هیچهایککردن | Sie fuhr nur tagsüber per Anhalter und teilte den aktuellen Standort stets mit einer vertrauten Person.او فقط در روشنایی روز هیچهایک میکرد و موقعیت فعلیاش را همیشه برای یک فرد مورداعتماد میفرستاد. |
| das Sparziel | هدف مشخص برای پسانداز؛ مبلغی که قرار است تا زمان معینی جمع شود | Mit automatischen monatlichen Überweisungen erreichte das Paar sein Sparziel früher, als es anfangs erwartet hatte.این زوج با واریز خودکار ماهانه زودتر از چیزی که اول انتظار داشتند به هدف پساندازشان رسیدند. |
| das Startkapital | سرمایهٔ اولیه برای شروع یک برنامه، پروژه یا کسبوکار | Das Startkapital deckte zwar die Kosten der ersten Monate, für unerwartete Reparaturen blieb jedoch kaum Reserve.سرمایهٔ اولیه خرج ماههای اول را پوشش میداد، اما برای تعمیرهای پیشبینینشده تقریباً ذخیرهای نمیماند. |
| die Reisevorbereitung | آمادهسازیها و کارهایی که پیش از سفر باید انجام شوند | Zu einer gründlichen Reisevorbereitung gehört auch, Kopien wichtiger Dokumente verschlüsselt zu speichern.بخشی از آمادهسازی درست سفر این است که نسخههای رمزگذاریشدهای از مدارک مهم ذخیره شوند. |
| der Hausrat | مجموع وسایل و اثاث شخصی یک خانه، نه خود ساختمان | Vor dem langen Auslandsaufenthalt verkaufte sie einen Teil ihres Hausrats und lagerte nur Erinnerungsstücke ein.پیش از اقامت طولانی در خارج، بخشی از اثاث خانه را فروخت و فقط وسایل خاطرهانگیز را انبار کرد. |
نمونهٔ جدول گرامر: Temporale Subjunktionen im Überblick
رابطهای اصلی و کاری که روی خط زمان میکنند
| رابط | رابطهٔ زمانی | نمونه | نکتهٔ کاربردی |
|---|---|---|---|
| als | یک موقعیت یا بازهٔ مشخص در گذشته | Als der Nachtzug ankam, standen wir schon am Gleis. | برای رخداد تکرارنشده یا یک وضعیت مشخص در گذشته |
| wenn | حال، آینده یا تکرار در هر زمان | Wenn ich nachts fahre, reserviere ich einen Liegeplatz. | هم برای هر بار که... و هم برای رخداد یکبارهٔ حال و آینده |
| während | همزمانی یا همپوشانی | Während wir warteten, wurde der Bahnsteig geändert. | دو رویداد لازم نیست دقیقاً هماندازه باشند؛ همپوشانی کافی است |
| solange | تا وقتی که یک وضعیت ادامه دارد | Solange die Strecke gesperrt ist, fahren Ersatzbusse. | روی طول مدت و مرز پایان آن تأکید دارد |
| seit / seitdem | از یک نقطهٔ آغاز تا زمان مرجع | Seitdem sie in Wien lebt, fährt sie häufiger mit dem Zug. | اگر وضعیت تا اکنون ادامه دارد، در آلمانی معمولاً Präsens میآید |
| bis | ادامه تا رسیدن به نقطهٔ پایان | Wir bleiben im Café, bis der Anschlusszug kommt. | اتفاق جملهٔ اصلی با رسیدن به مرزِ bis تمام میشود |