Natürlich Natur!
از مصرف انرژی و نگهداری حیوانات تا پروژههای شهری و بحران آب، واژههای این درس یک تصویر واقعیتر از محیطزیست میسازند. در گرامر هم پاسیو را از یک فرمول ساده بیرون میآوریم: همهٔ زمانها، فعلهای مدال، تفاوت فرایند و حالت، تغییر نقش اجزای جمله و کاربرد دقیق man و es . بعد هم نقشهٔ کامل حروف اضافهٔ مکانی را با Wo ، Wohin و Woher مرتب میکنیم.
- Vorgangspassiv · alle Zeitformen
- Modalpassiv · Satzklammer und Ersatzinfinitiv
- Aktiv ↔ Passiv · man / es / von / durch / mit
- Lokale Präpositionen · Wo / Wohin / Woher
- Wechselpräpositionen · Dativ oder Akkusativ
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۴
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۴
گرامر و نکتههای این درس
گاهی مهم است چه اتفاقی افتاد؛ نه اینکه دقیقاً چه کسی آن را انجام داد
در Aktiv ، انجامدهنده معمولاً محور جمله است
- Das Vorgangspassiv in allen wichtigen ZeitenVorgangspassiv در زمانهای مختلف
- Vom Aktiv zum Passiv: Funktionen statt Worttauschهنگام تبدیل Aktiv به Passiv دقیقاً چه چیزی عوض میشود؟
- man, es, von, durch und mitman ، es و انجامدهندهای که گاهی لازم است نام برده شود
گاهی مهم است چه اتفاقی افتاد؛ نه اینکه دقیقاً چه کسی آن را انجام داد
- Passiv mit Modalverbenپاسیو با فعل مدال
- Vorgangspassiv, Zustandspassiv und werden als Vollverbفرایند، وضعیت یا تغییر حالت؟ سه ساخت شبیه که یک معنی ندارند
اول مشخص کن کجاست، به کجا میرود یا از کجا میآید؛ بعد حرف اضافه را انتخاب کن
حروف اضافهٔ مکانی فقط فهرستی برای حفظکردن نیستند. بخشی از آنها کنش ثابت دارند، Wechselpräpositionen میان Dativ و Akkusativ جابهجا میشوند و گروهی هم مبدأ یا مقصد را از زاویههای متفاوت میبینند. مهمترین قدم این است…
- Wo? Wohin? Woher?سه پرسش، سه زاویهٔ نگاه
- Die neun Wechselpräpositionenنه Wechselpräposition و تصویری که هرکدام از فضا میسازند
- Fester Kasus und wichtige Sonderfälleحروف اضافه با کنش ثابت و چند موردی که واقعاً ثابت نیستند
اول مشخص کن کجاست، به کجا میرود یا از کجا میآید؛ بعد حرف اضافه را انتخاب کن
- nach, in, zu – aus oder von?مقصد و مبدأ یکسان نیستند
- Nicht jede Bewegung bedeutet Akkusativجزئیات کوچکی که انتخاب کنش را از حدسزدن نجات میدهند
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| der Ein-Personen-Haushalt | خانهای که فقط یک نفر در آن زندگی میکند؛ خانوار تکنفره | Ein Ein-Personen-Haushalt verbraucht pro Kopf oft mehr Energie als ein größerer Haushalt.مصرف انرژیِ سرانه در یک خانوار تکنفره اغلب از یک خانوار بزرگتر بیشتر است. |
| die Gegenmaßnahme | اقدام متقابل یا راهکاری که برای مهار یک مشکل انجام میشود | Als Gegenmaßnahme fördert die Stadt Wohnungen, in denen mehrere Generationen zusammenleben.شهرداری برای مقابله با این مشکل از خانههایی حمایت میکند که چند نسل در آنها کنار هم زندگی میکنند. |
| der Verpackungsmüll | زبالهای که از بستهبندی کالاها باقی میماند | Wer unverpackt einkauft, kann seinen Verpackungsmüll deutlich reduzieren.کسی که بدون بستهبندی خرید میکند، میتواند زبالهٔ بستهبندیاش را بهوضوح کاهش دهد. |
| der Ressourcenverbrauch | میزان مصرف منابعی مانند انرژی، آب یا مواد اولیه | Die Studie vergleicht den Ressourcenverbrauch verschiedener Wohnformen über zehn Jahre hinweg.این پژوهش مصرف منابع در شیوههای مختلف زندگی را طی ده سال با هم مقایسه میکند. |
| der Wohnraummangel | کمبود مسکن مناسب و مقرونبهصرفه | Der Wohnraummangel zwingt viele Berufseinsteiger dazu, länger in Wohngemeinschaften zu bleiben.کمبود مسکن باعث میشود بسیاری از تازهواردان بازار کار مدت بیشتری در خانهٔ اشتراکی بمانند. |
| die alternative Wohnform | شیوهای برای زندگی که با الگوی معمولِ خانه و خانواده فرق دارد | Das Projekt erprobt eine alternative Wohnform mit privaten Zimmern und einer gemeinsamen Küche.این پروژه شیوهای متفاوت از زندگی را آزمایش میکند که اتاقها خصوصی و آشپزخانه مشترک است. |
| der jährliche Zuwachs | مقداری که تعداد یا حجم چیزی در طول یک سال بیشتر میشود؛ رشد سالانه | Beim jährlichen Zuwachs kleiner Haushalte zeigen sich deutliche Unterschiede zwischen Stadt und Land.در رشد سالانهٔ خانوارهای کوچک، تفاوت روشنی میان شهر و روستا دیده میشود. |
| konsumorientiert | مصرفمحور؛ کسی یا سبکی که خرید و مصرف در آن نقش پررنگی دارد | Ein konsumorientierter Lebensstil verspricht Komfort, belastet jedoch häufig Umwelt und Budget.سبک زندگی مصرفمحور راحتی میآورد، اما معمولاً هم به محیطزیست و هم به بودجه فشار وارد میکند. |
| preisgünstig | بهصرفه و نسبتاً ارزان، بدون اینکه لزوماً بیکیفیت باشد | Die Genossenschaft bietet preisgünstige Wohnungen an, verlangt dafür aber Mitarbeit im Gemeinschaftsgarten.تعاونی خانههای بهصرفه ارائه میکند، اما در عوض همکاری در باغ مشترک را میخواهد. |
| energieeffizient | کممصرف و پربازده از نظر انرژی | Die neue Heizung arbeitet energieeffizienter, wenn sie regelmäßig gewartet wird.سیستم گرمایشی جدید، اگر مرتب سرویس شود، انرژی را بهینهتر مصرف میکند. |
نمونهٔ جدول گرامر: Das Vorgangspassiv in allen wichtigen Zeiten
Vorgangspassiv در زمانهای مختلف
| زمان یا حالت | ساخت | نمونه | نکته |
|---|---|---|---|
| Präsens | werden im Präsens + Partizip II | Das Wasser wird untersucht. | فرایند اکنون یا بهطور معمول انجام میشود |
| Präteritum | werden im Präteritum + Partizip II | Die Proben wurden gestern untersucht. | در گزارش و روایت نوشتاری بسیار رایج است |
| Perfekt | sein im Präsens + Partizip II + worden | Die Proben sind untersucht worden. | worden است، نه geworden |
| Plusquamperfekt | sein im Präteritum + Partizip II + worden | Die Proben waren bereits untersucht worden. | فرایند پیش از یک نقطهٔ دیگر در گذشته تمام شده است |
| Futur I | werden + Partizip II + werden | Die Proben werden morgen untersucht werden. | در عمل، Präsens با قید آینده اغلب طبیعیتر است |
| Futur II | werden + Partizip II + worden sein | Bis Freitag werden alle Proben untersucht worden sein. | تا یک نقطهٔ آینده، فرایند کامل شده خواهد بود؛ ساختی رسمی و کمکاربرد |
| Konjunktiv II Gegenwart | werden im K II + Partizip II + werden | Die Werte würden genauer geprüft werden. | فرایند فرضی یا وابسته به یک شرط |
| Konjunktiv II Vergangenheit | sein im K II + Partizip II + worden | Die Werte wären früher geprüft worden. | فرایندی که در گذشته رخ نداده است |