سطح B1+ · متوسط تکمیلی · درس ۶

Berufsbilder

گاهی برای آینده فقط Präsens کافی است:Morgen habe ich ein Vorstellungsgespräch. گاهی Futur I یک پیش‌بینی، قول یا حتی دستور مستقیم می‌سازد. بعد می‌رسیم به فعل‌هایی که حرف اضافه بخشی از شناسنامه‌شان است؛ از worauf و darauf تا انتخاب درست میان dass-Satz و Infinitiv mit zu.

  • Zukunft · Präsens oder Futur I?
  • Futur I · Prognose, Vermutung, Aufforderung
  • Verben mit Präpositionen · Rektion
  • wo(r)- / da(r)- · dass-Satz / Infinitiv mit zu
واژه و عبارت
۶۰
تمرین
۴۱
صفحهٔ مرور گرامر
۲

گرامر و نکته‌های این درس

آینده در آلمانی همیشه لباسِ Futur I نمی‌پوشد

اگر زمان از قیدی مثل morgen یا از بافت روشن باشد، Präsens معمولاً کاملاً کافی و حتی طبیعی‌تر است. Futur I علاوه بر آینده می‌تواند قصد و قول، حدس دربارهٔ اکنون یا آینده، و یک دستور بسیار مستقیم را هم نشان دهد

  • Präsens oder Futur I für die Zukunft?دو راه اصلی برای حرف‌زدن از آینده
  • Funktionen von Futur IFutur I فقط یک معنی ندارد
  • werden: Vollverb, Passiv oder Futur I?werden را از روی همراهش تشخیص بده
  • Konjugation und Satzklammerقوس فعلی در Futur I
  • Vier zuverlässige Prüfungenچهار کنترل نهایی

حرف اضافه فقط پل نیست؛ بخشی از نقشهٔ فعل است

Verben mit Präpositionen را بهتر است همراه با حرف اضافه و حالتشان یاد گرفت. وقتی متمم یک چیز یا موضوع باشد، wo(r)- برای سؤال و da(r)- برای ارجاع به کار می‌رود

  • Doppelte Ergänzungen aus dem Kapitelشخص، نهاد و موضوع در یک ساخت
  • Weitere feste Verbindungenهشت پیوند مهم دیگر
  • Sache oder Person?چیز یا شخص؟ همین یک تصمیم مسیر را عوض می‌کند
  • Pronominaladverb und Korrelatساختِ wo(r)- و da(r)- و پیوند با جمله
  • dass-Satz oder zu-Infinitiv?انتخاب میان جملهٔ dass و گروه مصدری

نمونهٔ واژگان درس

۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.

واژهمعنیمثال
das Berufsbild تصویر و تعریف کلی یک شغل و وظایف مربوط به آن Das Berufsbild des Fahrradkuriers hat sich verändert, seit viele Lieferdienste ihre Aufträge über Apps verteilen.از وقتی بسیاری از سرویس‌های تحویل سفارش‌ها را از طریق اپ پخش می‌کنند، شکل و تعریف شغل پیک دوچرخه‌سوار تغییر کرده است.
der Fahrradkurier / die Fahrradkurierin پیک دوچرخه‌سوار Als Fahrradkurierin kennt Lena jede Abkürzung in der Innenstadt, muss aber bei Schnee besonders vorsichtig fahren.لنا به‌عنوان پیک دوچرخه‌سوار تمام میان‌بُرهای مرکز شهر را می‌شناسد، اما در برف باید با احتیاط بیشتری براند.
das Maskottchen شخصیت نمادین یک تیم یا برند؛ کسی که لباس آن شخصیت را می‌پوشد Wer bei einem Fußballverein als Maskottchen auftritt, braucht trotz des schweren Kostüms viel Energie und gute Laune.کسی که برای یک باشگاه فوتبال در نقش شخصیت نمادین ظاهر می‌شود، با وجود لباس سنگین به انرژی و روحیهٔ زیادی نیاز دارد.
der Erntehelfer / die Erntehelferin کارگر فصلی برداشت محصول Die Erntehelfer beginnen bei der Weinlese schon im Morgengrauen, damit die Trauben nicht in der Mittagshitze geerntet werden.کارگران برداشت انگور از سپیده‌دم شروع می‌کنند تا انگورها در گرمای ظهر چیده نشوند.
die Arbeitsplatzsicherheit امنیت شغلی و اطمینان نسبی از حفظ موقعیت کاری Für sie bedeutet Arbeitsplatzsicherheit nicht, ewig dieselbe Stelle zu behalten, sondern auch in Krisen berufliche Optionen zu haben.برای او امنیت شغلی فقط ماندن همیشگی در یک جای ثابت نیست؛ یعنی در دوره‌های بحرانی هم گزینه‌های کاری داشته باشد.
die Karriereperspektive چشم‌انداز پیشرفت و مسیر آینده در یک شغل Sie akzeptiert das niedrigere Einstiegsgehalt, weil die Stelle ihr langfristig bessere Karriereperspektiven eröffnet.او حقوق شروع پایین‌تر را می‌پذیرد، چون این موقعیت در بلندمدت چشم‌انداز شغلی بهتری پیش پایش می‌گذارد.
Verantwortung übernehmen مسئولیت کاری یا تصمیمی را پذیرفتن و پای پیامدهایش ایستادن Wer ein Projekt leitet, übernimmt nicht nur Verantwortung für das Ergebnis, sondern auch für die Zusammenarbeit im Team.کسی که پروژه‌ای را هدایت می‌کند، فقط مسئول نتیجه نیست؛ مسئول کیفیت همکاری در تیم هم هست.
die Aufstiegschance فرصت پیشرفت شغلی و رسیدن به جایگاه بالاتر Für viele Berufseinsteiger sind transparente Aufstiegschancen wichtiger als ein beeindruckender Jobtitel.برای بسیاری از کسانی که تازه وارد بازار کار می‌شوند، فرصت‌های روشن پیشرفت از یک عنوان شغلی دهان‌پرکن مهم‌تر است.
die Anerkennung قدردانی، به‌رسمیت‌شناخته‌شدن و دیده‌شدنِ تلاش فرد Sie wünscht sich nicht ständig Lob, aber gelegentliche Anerkennung für ihre zusätzliche Arbeit wäre ihr wichtig.او انتظار تعریف دائمی ندارد، اما برایش مهم است که گاهی زحمت اضافه‌اش دیده و قدردانی شود.
das Einkommen درآمد Ein hohes Einkommen allein gleicht weder dauernden Zeitdruck noch fehlende Erholungsphasen aus.درآمد بالا به‌تنهایی نه فشار زمانی همیشگی را جبران می‌کند و نه نبود زمان استراحت را.

نمونهٔ جدول گرامر: Funktionen von Futur I

Futur I فقط یک معنی ندارد

کارکردنمونهنشانهٔ بافتیبرداشت دقیق
Zukunft / PrognoseDie Branche wird weiter wachsen.زمان یا پیش‌بینیرشد در آینده پیش‌بینی می‌شود
AbsichtIch werde mich morgen bewerben.تصمیم گویندهگوینده قصد انجام کار را دارد
VersprechenIch werde den Entwurf heute liefern, versprochen.versprochen / تعهدگوینده انجام کار را تضمین می‌کند
Vermutung über die GegenwartMira wird jetzt im Kundengespräch sein.jetzt + wohl/vermutlich یا بافتاحتمالاً همین حالا در جلسه است
Vermutung über die ZukunftDie Antwort wird wohl morgen kommen.wohl/vermutlichپیش‌بینی با درجه‌ای از عدم قطعیت
Nachdrückliche AufforderungSie werden das jetzt sofort korrigieren.Sie + jetzt/sofort + لحن دستوریدستور بسیار مستقیم و اغلب غیردوستانه