Alles will gelernt sein
این درس از یک سؤال بهظاهر ساده شروع میشود: کِی باید پیش از مصدر zu بگذاریم و کِی نباید؟ بعد سراغ فعلهای مدال میرویم؛ نه فقط صرفشان، بلکه معنایی که در هر موقعیت میسازند و آن شکلهای عجیبوغریب گذشته که آخر جمله سه فعل را کنار هم جمع میکنند.
- Infinitiv · mit oder ohne zu
- Modalverben · Bedeutung und Tempus
- Perfekt · Ersatzinfinitiv oder Partizip II?
- Verbalkomplex im Haupt- und Nebensatz
- واژه و عبارت
- ۶۰
- تمرین
- ۴۱
- صفحهٔ مرور گرامر
- ۲
گرامر و نکتههای این درس
قبل از چسباندنِ zu ، ببین چه چیزی مصدر را دعوت کرده
خودِ مصدر تصمیم نمیگیرد با zu بیاید یا بدون آن
- Wer bestimmt die Infinitivform?چهار تصمیم پیش از نوشتن مصدر
- Infinitiv ohne zuمصدر بدون zu
- Infinitiv mit zuچه چیزهایی معمولاً zu میخواهند؟
- Stellung von zu und Kommasetzungzu دقیقاً کجا مینشیند؟
- Grenzfälle mit Systemچهار مرزی که ارزش مکث دارند
فعل مدال فقط اجازه و اجبار نیست؛ گاهی موضع گوینده را لو میدهد
در معنیهای پایه، فعلهای مدال اجازه، تکلیف، توانایی، امکان یا خواست را بیان میکنند. بازنویسیهای ستون دوم همگی با Infinitiv mit zu ساخته میشوند. در کاربرد epistemisch ، خودِ گوینده درجهٔ اطمینان، منبع خبر یا فاصلهاش…
- Grundbedeutung, Umschreibung und epistemische Lesartمعنی پایه، بازنویسی و برداشت گوینده
- Vermutung über Gegenwart und Vergangenheitدرجهٔ اطمینان و زمانِ حدس
- Tempus mit Modalverb + Vollverbیک اجبار در هفت قاب زمانی
- Perfektformen der ModalverbenErsatzinfinitiv یا Partizip II ؟
- Nebensatz, Negation und Sonderformenچهار تلهٔ آخر
نمونهٔ واژگان درس
۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.
| واژه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| das Weiterbildungszentrum | مرکز آموزشهای تکمیلی و بزرگسالان | Das städtische Weiterbildungszentrum bietet Berufstätigen Abendkurse an, die sich gut mit dem Arbeitsalltag vereinbaren lassen.مرکز آموزشهای تکمیلی شهر برای شاغلان دورههای عصر برگزار میکند که بهخوبی با زندگی کاری هماهنگ میشوند. |
| das Programmheft | دفترچهٔ برنامه و معرفی دورهها | Im neuen Programmheft fand Amir einen Kurs, der Grundlagen der Buchführung mit praktischen Übungen verbindet.امیر در دفترچهٔ برنامهٔ جدید دورهای پیدا کرد که مبانی حسابداری را با تمرینهای عملی ترکیب میکند. |
| das Existenzgründerseminar | سمینار راهاندازی کسبوکار برای کسانی که میخواهند مستقل کار کنند | Vor der Eröffnung ihres Cafés besuchte Leila ein Existenzgründerseminar, um typische finanzielle Risiken besser einschätzen zu können.لیلا پیش از افتتاح کافهاش در یک سمینار راهاندازی کسبوکار شرکت کرد تا بتواند ریسکهای مالی رایج را بهتر ارزیابی کند. |
| die Umgangsform | شیوه و آداب برخورد با دیگران | Im Kundenkontakt sind respektvolle Umgangsformen wichtiger als besonders komplizierte Fachausdrücke.در ارتباط با مشتری، آداب برخورد محترمانه از اصطلاحات تخصصیِ خیلی پیچیده مهمتر است. |
| die Buchführung | ثبت و ساماندهی حسابهای مالی یک کسبوکار؛ دفترداری مالی | Eine sorgfältige Buchführung zeigt der Gründerin frühzeitig, ob ihre Ausgaben dauerhaft höher als die Einnahmen sind.حسابداری دقیق زود به مؤسس کسبوکار نشان میدهد که آیا هزینههایش در بلندمدت از درآمد بیشتر است یا نه. |
| die Bildbearbeitung | ویرایش و پردازش تصویر | Durch den Kurs in Bildbearbeitung kann Jonas seine Produktfotos verbessern, ohne jedes Mal eine Agentur zu beauftragen.یوناس با کمک دورهٔ ویرایش تصویر میتواند عکسهای محصولاتش را بهتر کند، بدون اینکه هر بار به یک آژانس سفارش بدهد. |
| der Fortsetzungskurs | دورهٔ ادامهدار و سطح بعدیِ یک دورهٔ مقدماتی | Da der Anfängerkurs schnell ausgebucht war, reservierte Mina sofort einen Platz im Fortsetzungskurs.چون دورهٔ مقدماتی خیلی زود پر شد، مینا فوراً در دورهٔ ادامهٔ آن یک جا رزرو کرد. |
| die Kursteilnahme | شرکت در یک دورهٔ آموزشی | Für das Zertifikat ist eine regelmäßige Kursteilnahme erforderlich, doch zwei begründete Fehltermine werden akzeptiert.برای دریافت گواهی، حضور منظم در دوره لازم است، اما دو جلسه غیبت موجه پذیرفته میشود. |
| seine Kenntnisse auffrischen | دانستهها و مهارتهای قبلی را مرور و بهروز کردن | Nach mehreren Jahren im Ausland frischt sie ihre Kenntnisse im deutschen Steuerrecht in einem Wochenendkurs auf.او پس از چند سال زندگی در خارج، دانش خود دربارهٔ قوانین مالیاتی آلمان را در یک دورهٔ آخرهفته مرور و بهروز میکند. |
| jemandem einen Kurs empfehlen | دورهای را به کسی پیشنهاد کردن | Meine Kollegin empfahl mir einen Präsentationskurs, weil ich künftig häufiger vor Kundinnen und Kunden sprechen werde.همکارم یک دورهٔ ارائه به من پیشنهاد کرد، چون از این به بعد باید بیشتر جلوی مشتریها صحبت کنم. |
نمونهٔ جدول گرامر: Infinitiv ohne zu
مصدر بدون zu
| گروه | ساخت | نمونه | نکته |
|---|---|---|---|
| Modalverben | dürfen/können/mögen/müssen/sollen/wollen + Infinitiv | Du musst üben. · Sie will studieren. | möchte هم در این کاربرد مصدر خالی میآورد |
| werden | Futur I + Infinitiv | Wir werden morgen anfangen. | werden خودش فعل صرفشده است |
| lassen | lassen + Akkusativ + Infinitiv | Ich lasse meinen Laptop reparieren. | فاعلِ کار معمولاً شخص دیگری است |
| sehen / hören | Wahrnehmung + Akkusativ + Infinitiv | Ich hörte ihn telefonieren. | رویداد را مستقیم ادراک میکنیم |
| gehen / fahren / kommen | حرکت + فعالیت | Wir gehen einkaufen. · Sie fährt tanken. · Komm essen! | بیشتر با فعالیتهای کوتاه و رایج |
| bleiben | bleiben + sitzen/stehen/liegen ... | Bleiben Sie bitte sitzen. | وضعیت ادامه پیدا میکند |