سطح B1+ · متوسط تکمیلی · درس ۳

Wie geht’s denn so?

از شکلات و خرید روزانه می‌رسیم به خنده، ریتم بدن و استرس؛ وسط راه هم بالاخره با جمع اسم‌ها و پایان صفت‌ها حسابمان را روشن می‌کنیم. قرار نیست همه‌چیز حفظ شود؛ قرار است بفهمیم هر پایان چرا همان‌جاست.

  • Plural: ∅ · -(e)n · -e · -er · -s
  • Umlaut · Fremdwörter · Komposita
  • Adjektiv: schwach · gemischt · stark
  • Nominativ · Akkusativ · Dativ · Genitiv
واژه و عبارت
۶۰
تمرین
۴۱
صفحهٔ مرور گرامر
۲

گرامر و نکته‌های این درس

جمع آلمانی فرمول دارد؛ فقط یک فرمول ندارد

پایان اسم، جنس دستوری و خاستگاه واژه سرنخ می‌دهند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی جواب قطعی نیستند. برای همین هر اسم تازه را از همان روز اول سه‌تکه یاد می‌گیریم: آرتیکل، شکل مفرد و شکل جمع.

  • Pluralbildung: die fünf häufigsten Musterپنج الگوی اصلی جمع
  • Wortausgänge als Lernhilfeپایان کلمه سرنخ خوبی است
  • Umlaut ist möglich, aber nicht frei wählbarUmlaut به‌تنهایی، همراه پایان یا اصلاً نه
  • Fremdwortplurale und Bedeutungsunterschiedeجمع‌های تاریخی و دوشکلی‌های مفید
  • Plural im Satzچهار نکته‌ای که بعد از ساخت جمع هنوز تمام نشده‌اند

پایان صفت باید چیزی را نشان بدهد که قبلش هنوز معلوم نشده

اول مشخص کن صفت واقعاً قبل از اسم آمده یا نه. بعد کیس، جنس و شمار را پیدا کن. آخر سر ببین آرتیکل اطلاعات کافی داده است یا صفت باید بخشی از این بار دستوری را خودش به دوش بکشد.

  • Attributiv, prädikativ oder adverbial?صفت کجا صرف می‌شود؟
  • Schwache Deklinationنوع اول: بعد از آرتیکل معین و خانوادهٔ der
  • Gemischte Deklinationنوع دوم: بعد از ein ، kein و ملکی‌ها
  • Starke Deklinationنوع سوم: بدون آرتیکل
  • Zahlen, Mengenwörter und substantivierte Adjektiveکلمه‌هایی که جدول را کمی هیجان‌انگیزتر می‌کنند

نمونهٔ واژگان درس

۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.

واژهمعنیمثال
die Süßspeise دسر یا خوراکی شیرینی که معمولاً بعد از غذا یا در یک مناسبت سرو می‌شود Zum Frühlingsfest serviert das Café eine Süßspeise aus Safran, Reis und Mandeln.کافه برای جشن بهاری دسری با زعفران، برنج و بادام سرو می‌کند.
der Hauptbestandteil ماده یا جزء اصلیِ چیزی Kakao ist der Hauptbestandteil dieser Creme; Zucker spielt geschmacklich nur eine Nebenrolle.کاکائو مادهٔ اصلی این کرم است و شکر از نظر طعم فقط نقش فرعی دارد.
der Geschmacksverbesserer ماده‌ای که برای بهتر یا قوی‌تر کردن طعم به محصول اضافه می‌شود Der Hersteller verzichtet auf Geschmacksverbesserer, damit das natürliche Aroma erhalten bleibt.تولیدکننده از مواد تقویت‌کنندهٔ طعم استفاده نمی‌کند تا عطر طبیعی محصول حفظ شود.
der Zuckergehalt میزان شکر موجود در یک خوراکی یا نوشیدنی Der Zuckergehalt wirkt niedrig, bis man bemerkt, dass die Angabe nur für eine halbe Portion gilt.میزان شکر کم به نظر می‌رسد تا وقتی متوجه می‌شوی عدد روی بسته فقط برای نصف یک وعده است.
die Geschmacksvariante یکی از طعم‌های مختلفی که یک محصول با آن عرضه می‌شود Die salzige Geschmacksvariante verkauft sich überraschend besser als die klassische.طعم شور، برخلاف انتظار، بهتر از مدل کلاسیک فروش می‌رود.
die Bitterschokolade شکلات تلخ با درصد نسبتاً بالای کاکائو Für die Soße nimmt der Koch Bitterschokolade, weil sie die Süße der Birnen ausgleicht.آشپز برای سس از شکلات تلخ استفاده می‌کند، چون شیرینی گلابی را متعادل می‌کند.
die Nervennahrung خوراکی انرژی‌بخشی که آدم موقع فشار ذهنی سراغش می‌رود؛ گاهی با لحن شوخی Vor der Nachtschicht nennt sie ihre Schokolade scherzhaft unverzichtbare Nervennahrung.قبل از شیفت شب، با شوخی به شکلاتش می‌گوید خوراکیِ حیاتی برای دوام آوردن.
die Köstlichkeit خوراکی بسیار خوش‌طعم و وسوسه‌انگیز Auf dem Markt werden kleine Köstlichkeiten angeboten, die man sonst nur in der Region findet.در بازار خوراکی‌های خوش‌طعمی عرضه می‌شود که معمولاً فقط در همان منطقه پیدا می‌کنی.
das Glückshormon نام عامیانه برای پیام‌رسان‌های بدن که با حس خوب و لذت ارتباط دارند Beim Sport setzt der Körper Botenstoffe frei, die umgangssprachlich oft Glückshormone heißen.بدن هنگام ورزش پیام‌رسان‌هایی آزاد می‌کند که در زبان روزمره اغلب هورمون شادی نامیده می‌شوند.
der Spitzenreiter / die Spitzenreiterin فرد، کشور یا چیزی که در یک رتبه‌بندی جای اول را دارد Beim Pro-Kopf-Verbrauch von Kaffee ist dieses Land seit Jahren europäischer Spitzenreiter.این کشور سال‌هاست در مصرف سرانهٔ قهوه رتبهٔ اول اروپا را دارد.

نمونهٔ جدول گرامر: Pluralbildung: die fünf häufigsten Muster

پنج الگوی اصلی جمع

PluralTypische GruppenBeispieleWas kann sich zusätzlich ändern?
-∅بسیاری از اسم‌های مذکرِ -er/-en/-el و خنثی‌های -chen/-leinder Becher → die Becher · das Brötchen → die Brötchenدر بعضی اسم‌ها فقط Umlaut می‌آید: der Apfel → die Äpfel
-(e)nتقریباً همهٔ اسم‌های مؤنث؛ بسیاری از اسم‌های شخص و N-Deklinationdie Tafel → die Tafeln · der Student → die Studentenپایان -in دو n می‌گیرد: Köchin → Köchinnen
-eبسیاری از اسم‌های مذکر و خنثیder Einfluss → die Einflüsse · das Gericht → die Gerichteدر برخی اسم‌ها واکه هم Umlaut می‌گیرد
-erگروهی از اسم‌های خنثی، به‌ویژه اسم‌های کوتاهdas Kind → die Kinder · das Glas → die GläserUmlaut در این گروه بسیار رایج است
-sبسیاری از واژه‌های بیگانه، مخفف‌ها و پایان‌های واکه‌ایdas Café → die Cafés · die WG → die WGsواژه‌های قدیمی‌ترِ بیگانه ممکن است جمع تاریخی داشته باشند