سطح B1+ · متوسط تکمیلی · درس ۲

Wohnwelten: Wo, wie und mit wem?

یک پیشوند کوچک می‌تواند جای فعل، شکل Partizip II و حتی معنای کل جمله را عوض کند. بعد هم سراغ اسم‌هایی می‌رویم که بیرون از Nominativ یک n یا en به خودشان می‌گیرند؛ چون ظاهراً خود اسباب‌کشی به‌اندازهٔ کافی دردسر نداشت.

  • trennbar · untrennbar · wechselnd
  • Präsens · Präteritum · Perfekt
  • Nebensatz · zu + Infinitiv
  • N-Deklination · Dativ Plural
واژه و عبارت
۶۰
تمرین
۴۱
صفحهٔ مرور گرامر
۲

گرامر و نکته‌های این درس

پیشوند فقط اولِ فعل نمی‌ایستد؛ کل رفتار فعل را عوض می‌کند

برای تشخیص فعل جداشدنی، شکل مصدر به‌تنهایی همیشه کافی نیست. تکیه، معنی و نوع پیشوند را با هم ببین

  • Wortakzent und Präfixtypاولین تشخیص: پیشوند کجا تکیه می‌گیرد؟
  • Satzklammer · Partizip II · zu-Infinitivاثر جدایی را در همهٔ ساخت‌ها یک‌جا ببین
  • Gleiche Form, anderer Akzentگاهی املای فعل یکی است، اما تکیه دو معنی کاملاً متفاوت می‌سازد
  • Typische Stolperstellenچهار خطایی که شکل فعل را به‌هم می‌ریزد
  • Prüfroutineسه پرسش کوتاه برای هر فعل تازه

گاهی خودِ اسم هم صرف می‌شود؛ این‌بار پایان کار فقط با آرتیکل نیست

در N-Deklination گروهی از اسم‌های مذکر تقریباً در همهٔ حالت‌ها یک n یا en می‌گیرند. Dativ Plural هم قاعدهٔ جداگانهٔ خودش را دارد. این دو نکته ممکن است در یک جمله هم‌زمان دیده شوند، اما یک چیز نیستند.

  • Nominativ Singular ohne Endung, sonst -(e)nقاعدهٔ اصلی با Kunde
  • Typische Gruppen der n-Deklinationچه اسم‌هایی معمولاً وارد این گروه می‌شوند؟
  • Beruf · Kunde · Name · Herzاسم معمولی، اسم ضعیف و یک حالت ویژه
  • Dativ Plural auf -nDativ Plural: den تنها نمی‌آید
  • Nicht verwechselnجایی که دو قاعده معمولاً با هم قاطی می‌شوند

نمونهٔ واژگان درس

۱۰ واژه از ۶۰ واژه و عبارت این درس.

واژهمعنیمثال
die Wohnpräferenz ترجیح آدم دربارهٔ نوع و شرایط محل زندگی Die Studie zeigt, dass sich Wohnpräferenzen mit dem Alter deutlich verändern.این پژوهش نشان می‌دهد ترجیح‌های مربوط به محل زندگی با بالا رفتن سن به‌طور محسوسی تغییر می‌کنند.
das Wohnumfeld محیط اطراف محل زندگی؛ محله و امکاناتی که زندگی روزمره را شکل می‌دهند Ein attraktives Wohnumfeld besteht nicht nur aus schönen Häusern, sondern auch aus sicheren Wegen und erreichbaren Angeboten.محیط زندگی جذاب فقط از خانه‌های زیبا تشکیل نمی‌شود؛ مسیرهای امن و امکانات در دسترس هم بخشی از آن هستند.
die Wohnlage موقعیت مکانی خانه یا محله از نظر دسترسی، آرامش و ارزش Trotz der kleinen Küche entschieden sie sich wegen der ruhigen Wohnlage für die Wohnung.با وجود آشپزخانهٔ کوچک، به‌خاطر موقعیت آرام خانه همان آپارتمان را انتخاب کردند.
die Nahversorgung دسترسی نزدیک به نیازهای روزمره مثل فروشگاه، داروخانه و درمانگاه Für ältere Bewohner ist eine gute Nahversorgung oft wichtiger als ein zusätzlicher Parkplatz.برای ساکنان مسن، دسترسی نزدیک به نیازهای روزمره اغلب از یک جای پارک اضافه مهم‌تر است.
die Verkehrsanbindung دسترسی یک محل به شبکهٔ حمل‌ونقل Die Miete ist etwas höher, dafür ist die Verkehrsanbindung ausgezeichnet.اجاره کمی بالاتر است، اما در عوض دسترسی محل به وسایل حمل‌ونقل عالی است.
fußläufig erreichbar آن‌قدر نزدیک که بتوان پیاده به آنجا رسید Von der neuen Wohnung aus sind Supermarkt, Park und U-Bahn fußläufig erreichbar.از خانهٔ جدید می‌شود پیاده به فروشگاه، پارک و مترو رسید.
die Lärmbelastung فشار و مزاحمت ناشی از سر و صدای مداوم Erst bei geöffnetem Fenster merkten wir, wie hoch die Lärmbelastung an der Kreuzung wirklich war.تازه وقتی پنجره را باز کردیم فهمیدیم مزاحمت صوتی آن چهارراه واقعاً چه‌قدر زیاد است.
das Platzangebot مقدار فضای قابل استفاده در خانه، وسیله یا محل Das begrenzte Platzangebot zwingt die Familie dazu, jeden Raum mehrfach zu nutzen.فضای محدود خانواده را وادار می‌کند از هر اتاق برای چند کار استفاده کند.
die Wohnkostenbelastung سهم سنگینی که هزینه‌های مسکن از درآمد خانوار می‌گیرند Bei vielen Haushalten steigt die Wohnkostenbelastung, obwohl ihre Wohnung nicht größer geworden ist.برای بسیاری از خانوارها فشار هزینهٔ مسکن بیشتر شده، با اینکه خانه‌شان بزرگ‌تر نشده است.
der Rückzugsort جایی آرام و شخصی برای خلوت و فاصله گرفتن از شلوغی In einer großen Wohngemeinschaft kann schon ein kleiner Balkon zum wichtigsten Rückzugsort werden.در یک خانهٔ اشتراکی بزرگ، حتی یک بالکن کوچک هم می‌تواند مهم‌ترین جای خلوت آدم باشد.

نمونهٔ جدول گرامر: Wortakzent und Präfixtyp

اولین تشخیص: پیشوند کجا تکیه می‌گیرد؟

TypTypische PräfixeBetonungBeispiele
trennbarab-, an-, auf-, aus-, ein-, mit-, nach-, vor-, weg-, zu-, zurück-پیشوند معمولاً تکیه داردAUFräumen · AUSziehen · VORbeikommen
untrennbarbe-, emp-, ent-, er-, ge-, miss-, ver-, zer-تکیه روی پیشوند نیستbeZAHLEN · entSCHEIDEN · verSTEHEN
wechselnddurch-, über-, um-, unter-, wieder-, wider-تکیه و معنی تصمیم می‌گیرندUMfahren / umFAHren
Fremdverben auf -ierenپیشوند هرچه باشد، ge نمی‌گیرنداغلب روی بخش پایانیrenovieren → renoviert