درس ۲۳ · مرحلهٔ ۶: باشگاه، نویسندگی و دوستی

خاطره‌ها، مدرسه و زندگی

Erinnerungen und Schule

دوباره با دوستای قدیمی تماس گرفتن، نظام مدرسهٔ آلمان و مقایسه با کشور خودت، مدت‌های تکراری با jeder (jeden Tag)، حرف تعریف derselbe و ربط‌دهندهٔ da (چون) و نقل‌قول از یک سخنرانی.

۵ دقیقه مطالعه · مطابق فهرست کتاب Lektion 12 · A–B

  • Erinnerungen
  • Schulsystem
  • jeder
  • derselbe
  • da
  • Rede wiedergeben
  • Kontakt aufnehmen
کاراکتر موسسه و آکادمی سامان — خاطره‌ها، مدرسه و زندگی

این درس چی یاد می‌گیری

  • با یک دوست قدیمی دوباره تماس بگیری و نامهٔ کوتاه بنویسی.
  • نظام مدرسهٔ آلمان رو شرح بدی و با کشورت مقایسه کنی.
  • زمان تکراری رو با jeder / jeden بگی.
  • از derselbe و da درست استفاده کنی.

شروع با یک صحنه

سارا پس از سال‌ها به یک دوست مدرسه‌اش پیام می‌ده و به صحبت‌ش با او فکر می‌کنه.

  1. Sara

    Hallo Lena! Ich habe an unsere Schulzeit gedacht. Erinnerst du dich noch an unseren Lehrer, Herrn Braun? Wir hatten jeden Tag dieselbe Klasse bei ihm.

    سلام لنا! به دورهٔ مدرسه فکر کردم. هنوز یادته معلممون آقای براون؟ هر روز همون کلاس رو پیش اون داشتیم.

  2. Lena

    Klar! Da er so streng war, haben wir immer geübt.

    معلومه! چون خیلی سخت‌گیر بود، همیشه تمرین می‌کردیم.

  3. Sara

    Ja, und jedes Jahr hatten wir dieselbe Klassenfahrt.

    آره، و هر سال همون اردوی مدرسه رو داشتیم.

  4. Lena

    Wir sollten uns bald wiedersehen!

    باید به‌زودی همدیگه رو ببینیم!

نظام مدرسهٔ آلمان

مرحلهسنتوضیح
Grundschule۶–۱۰ابتدایی (کلاس ۱–۴)
Hauptschule۱۰–۱۵متوسطه (به‌سمت کار)
Realschule۱۰–۱۶متوسطه (متوسط)
Gymnasium۱۰–۱۸متوسطه (به‌سمت دانشگاه، Abitur)
Gesamtschule۱۰–۱۸همهٔ نوع‌ها در یک مدرسه
Berufsschule۱۶+مدرسهٔ حرفه‌ای

تفاوت مهم با خیلی از کشورها: بچه‌ها بعد از کلاس ۴ به مسیرهای مختلف می‌رن؛ Abitur مدرک ورود به دانشگاهه.

  • In Deutschland kommen die Kinder mit sechs Jahren in die Schule.در آلمان بچه‌ها با شش سالگی مدرسه می‌رن.
  • Nach der Grundschule gehen sie auf das Gymnasium oder die Realschule.بعد از ابتدایی به گیمنازیوم یا رئال‌شوله می‌رن.
  • Mit dem Abitur kann man studieren.با Abitur می‌شه دانشگاه رفت.

jeder — هر

زمانبا jederمثال
هر روزjeden TagIch lese jeden Tag.
هر هفتهjede WocheJede Woche habe ich Kurs.
هر سالjedes JahrJedes Jahr fahren wir ans Meer.
هر دو روز یک بارjeden zweiten TagJeden zweiten Tag gehe ich joggen.

jeder مثل dieser صرف می‌شه. در عبارت‌های زمانی Akkusativ است: jeden Tag (مذکر)، jede Woche (مؤنث)، jedes Jahr (خنثی).

derselbe

derselbe / dieselbe / dasselbe = «همان (همین یکی)». مثل der + selbe صرف می‌شه:

حالتمذکرمؤنثخنثیجمع
Nominativderselbedieselbedasselbedieselben
Akkusativdenselbendieselbedasselbedieselben
Dativdemselbenderselbendemselbendenselben
  • Wir hatten denselben Lehrer.همون معلم رو داشتیم.
  • Sie hat dieselbe Tasche wie ich.همون کیف منو داره.
  • Wir haben dasselbe Problem.همون مشکل رو داریم.

ربط‌دهندهٔ da

da هم یعنی «چون» (مثل weil) ولی دلیل رو به‌عنوان یک امر معلوم می‌گه؛ و معمولاً اول جمله میاد. فعل آخر:

  • Da ich krank bin, bleibe ich zu Hause.چون مریضم، تو خونه می‌مونم.
  • Da es regnet, nehmen wir den Bus.چون بارون میاد، اتوبوس می‌گیریم.
  • Da er so streng war, haben wir immer geübt.چون خیلی سخت‌گیر بود، همیشه تمرین می‌کردیم.

سخنرانی نقل کردن (Rede wiedergeben)

  • Der Redner sagte, dass …سخنران گفت که …
  • Er betonte, dass …تأکید کرد که …
  • Zusammenfassend sagte sie, …در خلاصه گفت …
  • Meiner Meinung nach hat er recht.به نظر من حق با اوست.

نامهٔ تماس با دوست قدیمی

  • Liebe Lena,لنای عزیز،
  • ich hoffe, es geht dir gut! Ich habe lange nichts von dir gehört.امیدوارم حالت خوب باشه! خیلی وقته ازت خبر ندارم.
  • Ich musste an unsere Schulzeit denken. Sollen wir uns bald treffen?مجبور شدم به دورهٔ مدرسه فکر کنم. به‌زودی همدیگه رو ببینیم؟
  • Ich freue mich auf deine Antwort. Liebe Grüße, Saraمنتظر جوابتم. با مهر، سارا

توی زندگی واقعی

  • «Klassentreffen» یعنی دورهمی هم‌کلاسی‌ها؛ توی آلمان معمولاً هر ۱۰ یا ۲۰ سال.
  • Schulpflicht (تحصیل اجباری) تو آلمان تا ۹ یا ۱۰ سال است و homeschooling عملاً ممنوعه.
  • Abitur در پایان ۱۲ یا ۱۳ سال مدرسه؛ ایالت‌ها قوانین متفاوت دارن.

اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها

  • Ich lese jeder Tag.Ich lese jeden Tag.jeder + Tag (Akk): jeden.
  • Wir haben das gleiche Lehrer.Wir haben denselben Lehrer.همان یکی = derselbe.
  • Da ich bin krank, …Da ich krank bin, …da + فعل آخر.
  • Jedes WocheJede WocheWoche مؤنث → jede.

تمرین کوتاه

  1. بگو: «هر روز آلمانی می‌خونم.»

    نمایش جواب

    Ich lerne jeden Tag Deutsch.

  2. بگو: «همون معلم رو داشتیم.»

    نمایش جواب

    Wir hatten denselben Lehrer.

  3. بگو: «چون مریضم، تو خونه می‌مونم.» (da)

    نمایش جواب

    Da ich krank bin, bleibe ich zu Hause.

  4. Gymnasium یا Hauptschule؟ «برای رفتن به دانشگاه (Abitur)»

    نمایش جواب

    Gymnasium

جمع‌بندی

  • jeden Tag، jede Woche، jedes Jahr؛ jeden zweiten Tag.
  • derselbe، dieselbe، dasselbe، dieselben (مثل der + selbe).
  • da = چون (دلیل معلوم)، فعل آخر؛ Schulsystem: Grundschule، Gymnasium، Realschule، Abitur.