درس ۸ · مرحلهٔ ۲: غذا و زندگی روزمره

لوازم کار و برنامهٔ روزانه

Ich brauche … Ich nehme …

حالت مفعولی (Akkusativ) با den، einen و keinen، فعل‌های جداشدنی برای برنامهٔ روزانه، ضمیر man، لوازم اداری و دیجیتال و اعداد بالای ۱۰۰.

۴ دقیقه مطالعه · مطابق Starten wir! Kapitel 4 · B–C

  • Akkusativ
  • trennbare Verben
  • Tagesablauf
  • man
  • Zahlen ab 101
کاراکتر موسسه و آکادمی سامان — لوازم کار و برنامهٔ روزانه

این درس چی یاد می‌گیری

  • بگی برای کارت به چه چیزهایی نیاز داری.
  • حالت مفعولی (Akkusativ) رو برای مذکر درست بسازی.
  • برنامهٔ روزانه‌ات رو با فعل‌های جداشدنی بگی.
  • اعداد بزرگ‌تر از ۱۰۰ رو بخونی.

شروع با یک صحنه

سارا برای کارآموزی (Praktikum) به یک دفتر رفته و همکارش Tim راهنماییش می‌کنه.

  1. Tim

    Brauchst du etwas?

    چیزی لازم داری؟

  2. Sara

    Ja, ich brauche einen Laptop und einen Stift.

    آره، یه لپ‌تاپ و یه خودکار لازم دارم.

  3. Tim

    Den Laptop bekommst du morgen. Hier ist ein Stift.

    لپ‌تاپ رو فردا می‌گیری. این هم خودکار.

  4. Sara

    Danke! Wann fängt die Arbeit an?

    ممنون! کار کی شروع می‌شه؟

  5. Tim

    Um acht. Und um zwölf essen wir zusammen.

    ساعت هشت. ساعت دوازده هم با هم ناهار می‌خوریم.

واژه‌ها

Deutschفارسیجمع
der Computerکامپیوترdie Computer
der Laptopلپ‌تاپdie Laptops
der Druckerپرینترdie Drucker
der Kalenderتقویمdie Kalender
die Mausموسdie Mäuse
die Tastaturکیبوردdie Tastaturen
das Handyموبایلdie Handys
das Papierکاغذ–
der Terminقرار ملاقاتdie Termine
die Besprechungجلسهdie Besprechungen

گرامر ۱ — Akkusativ (مفعول مستقیم)

وقتی چیزی «مفعول» فعل است (چی رو؟)، فقط مذکر عوض می‌شه: der → den، ein → einen، kein → keinen. مؤنث و خنثی و جمع ثابت می‌مونن.

مذکرمؤنثخنثیجمع
Nominativder / eindie / einedas / eindie / –
Akkusativden / einendie / einedas / eindie / –
منفیkeinenkeinekeinkeine
  • Ich brauche einen Drucker.یه پرینتر لازم دارم.
  • Ich habe keinen Kalender.تقویم ندارم.
  • Ich nehme die Maus.موس رو برمی‌دارم.
  • Hast du ein Handy?موبایل داری؟

گرامر ۲ — فعل‌های جداشدنی

بعضی فعل‌ها یک پیشوند دارن که در جملهٔ ساده به آخر جمله می‌پره: aufstehen → Ich stehe um sieben auf.

فعلمعنیجمله
aufstehenبیدار شدنIch stehe um 7 Uhr auf.
anfangenشروع شدنDie Arbeit fängt um 8 an.
einkaufenخرید کردنIch kaufe am Abend ein.
anrufenتلفن زدنIch rufe meine Mutter an.
fernsehenتلویزیون دیدنEr sieht nicht gern fern.

گرامر ۳ — man

man یعنی «آدم / همه / کسی به‌طور کلی» و فعلش مثل er صرف می‌شه.

  • Was braucht man im Büro?آدم تو دفتر به چی نیاز داره؟
  • Hier spricht man Deutsch.اینجا آلمانی صحبت می‌کنن.

اعداد بالای ۱۰۰

عددآلمانی
101hunderteins
250zweihundertfünfzig
999neunhundertneunundneunzig
1.000(ein)tausend
2026zweitausendsechsundzwanzig

توی زندگی واقعی

  • در آگهی‌های کار می‌خونی: Wir suchen einen Programmierer (m/w/d). یعنی برای همه، فارغ از جنسیت.
  • پشت تلفن اگر تند حرف زدن: Langsamer, bitte! (آهسته‌تر لطفاً.)

اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها

  • Ich brauche ein Laptop.Ich brauche einen Laptop.Laptop مذکر است → einen.
  • Ich aufstehe um 7.Ich stehe um 7 auf.پیشوند آخر جمله.
  • Ich habe kein Kalender.Ich habe keinen Kalender.منفی مذکر → keinen.

تمرین کوتاه

  1. کامل کن: Ich brauche … Drucker. (یک)

    نمایش جواب

    einen

  2. جمله بساز: aufstehen / ich / um 6 Uhr

    نمایش جواب

    Ich stehe um 6 Uhr auf.

  3. منفی کن: Ich habe einen Termin.

    نمایش جواب

    Ich habe keinen Termin.

  4. ۳۴۵ به آلمانی؟

    نمایش جواب

    dreihundertfünfundvierzig

جمع‌بندی

  • Akkusativ فقط مذکر رو عوض می‌کنه: den، einen، keinen.
  • فعل جداشدنی: پیشوند آخر جمله.
  • man مثل er صرف می‌شه.