شغل رؤیایی
Traumjob
آگهیهای استخدام، چیزهایی که در یک شغل برات مهمه، فعل وجهی sollen برای نقل توصیهها، گذشتهٔ haben (hatte) و حالت ملکی با اسمها (Saras Job).
- Stellenanzeigen
- Traumjob
- sollen
- Präteritum haben
- Genitiv-s

این درس چی یاد میگیری
- آگهیهای سادهی کار رو بفهمی.
- بگی چه چیزهایی در کار برات مهمه.
- با sollen توصیهٔ کسی رو نقل کنی.
- با hatte دربارهٔ گذشته حرف بزنی و با -s مالکیت رو نشون بدی.
شروع با یک صحنه
سارا روی لپتاپ آگهیهای کار رو نگاه میکنه؛ یوناس کنارشه.
-
Jonas
Was ist dein Traumjob?
شغل رؤیاییت چیه؟
-
Sara
Ingenieurin in einer kleinen Firma. Mit netten Kollegen und flexiblen Arbeitszeiten.
مهندس تو یه شرکت کوچیک. با همکارای خوب و ساعت کاری منعطف.
-
Jonas
Hier: „Wir suchen eine Ingenieurin (m/w/d), Teilzeit möglich.“
ببین: «ما یک مهندس (همهٔ جنسیتها) میخواهیم، پارهوقت هم ممکنه.»
-
Sara
Super! Aber sie wollen Deutsch B2.
عالیه! ولی آلمانی B2 میخوان.
-
Jonas
Meine Lehrerin sagt, du sollst einfach weiterlernen. Du schaffst das!
معلمم میگه فقط باید ادامه بدی. از پسش برمیای!
واژهها
| Deutsch | فارسی |
|---|---|
| die Stellenanzeige | آگهی استخدام |
| die Firma | شرکت |
| die Vollzeit / die Teilzeit | تماموقت / پارهوقت |
| das Gehalt | حقوق |
| die Kollegen | همکارها |
| der Chef / die Chefin | رئیس |
| die Arbeitszeit | ساعت کاری |
| die Bewerbung | درخواست شغل |
| das Vorstellungsgespräch | مصاحبهٔ کاری |
| Erfahrung | تجربه |
چه چیزی در کار مهمه؟
- Mir ist ein gutes Gehalt wichtig.حقوق خوب برام مهمه.
- Nette Kollegen sind mir wichtiger als Geld.همکارهای خوب برام از پول مهمترن.
- Ich möchte im Homeoffice arbeiten.میخوام دورکاری کنم.
گرامر ۱ — sollen
sollen یعنی «باید (چون کسی گفته)». برای نقل توصیه یا دستور دیگران استفاده میشه.
| ضمیر | sollen |
|---|---|
| ich | soll |
| du | sollst |
| er / sie / es | soll |
| wir / Sie / sie | sollen |
- Der Arzt sagt, ich soll mehr schlafen.دکتر میگه باید بیشتر بخوابم.
- Du sollst die Bewerbung heute schicken.(گفتن) باید امروز درخواستت رو بفرستی.
- Soll ich dir helfen?میخوای کمکت کنم؟
گرامر ۲ — hatte (گذشتهٔ haben)
| ضمیر | haben (حال) | hatte (گذشته) |
|---|---|---|
| ich | habe | hatte |
| du | hast | hattest |
| er / sie | hat | hatte |
| wir / Sie / sie | haben | hatten |
- Gestern hatte ich ein Vorstellungsgespräch.دیروز مصاحبهٔ کاری داشتم.
- Früher hatte er keine Zeit.قبلاً وقت نداشت.
در صحبت، war و hatte از Perfekt رایجترن: کسی نمیگه «Ich habe gehabt»؛ میگن «Ich hatte».
گرامر ۳ — مالکیت با -s
- Saras Traumjobشغل رؤیایی سارا
- Jonas’ Schwesterخواهر یوناس (اسمهای مختوم به s فقط آپوستروف)
- Frau Webers Kursکلاس خانم وبر
توی زندگی واقعی
- m/w/d در آگهیها یعنی männlich / weiblich / divers: آگهی برای همه است.
- در آلمان رزومه و نامهٔ انگیزشی (Anschreiben) معمولاً آنلاین فرستاده میشه؛ مصاحبهها خیلی سر وقت شروع میشن.
اشتباه رایج فارسیزبانها
- Sara’s JobSaras Jobدر آلمانی آپوستروف نمیذاریم.
- Gestern habe ich Zeit gehabt. (درسته ولی سنگین)Gestern hatte ich Zeit.طبیعیتر.
- Der Arzt sagt, ich muss mehr schlafen.…, ich soll mehr schlafen.نقل توصیه = sollen.
تمرین کوتاه
صرف کن: ich (sollen) / du (sollen)
نمایش جواب
ich soll / du sollst
گذشته کن: Ich habe einen Termin.
نمایش جواب
Ich hatte einen Termin.
بنویس: «کلاس خانم وبر»
نمایش جواب
Frau Webers Kurs
«Teilzeit» یعنی چی؟
نمایش جواب
پارهوقت
جمعبندی
- sollen = باید (به گفتهٔ دیگران).
- hatte، hattest، hatte، hatten.
- Saras Job (بدون آپوستروف).